بی حرمتی وهابیت و سزای عملشان

 

 

در جریان تخریب قبور ائمه در بقیع یكی از وهابیون برای تخریب گنبد مطهر حضرت رسول (ص ) و برای بمب گذاری به بالای گنبد می رود كه ناگهان صاعقه ای با او برخورد می كند و او همان جا خشك می شود .

بعدها وهابیون هر كاری می كنند كه جسد این شخص را از آنجا جدا كنند نمی توانند و نا چار می شوند به این گونه كه مشاهده می كنید آن را پنهان كنند .

ممكن است سوالی پیش آید كه پس چرا وقتی قبور ائمه را خراب كردند این اتفاق نیفتاد .

باید بگویم كه هنگامی كه ابرهه خواستند خانه خدا را خراب كنند خداوند تمامی آنان را نابود كرد ولی در زمان مروان وقتی حجاج خانه كعبه را خراب كرد هیچ اتفاقی نیفتاد و این نشان از حكمت خداوند دارد كه به قول شاعر :

لطف حق با تو مداراها كند         چون كه از حد بگذرد رسوا كند


كسانى كه به مكّه و مدينه مشرّف شده اند، مى دانند على رغم ويرانى تمام قبرستان بقيع و قبور شهداى احد و غير آنها، گنبد و بارگاه ملكوتى پيامبر اسلام(ص) برپاست و مسلمانان از همه جاى دنيا به زيارت آن حضرت مى شتابند و اين وضع سؤال مهمّى در اذهان همه زائران ترسيم مى كند، كه چرا اين گروه به سراغ بارگاه پيامبر(ص)نرفتند؟!
حقيقت آن است كه آنها خود را كوچك تر از آن ديدند كه دست به اين كار زنند و تمام جهان اسلام را بر ضدّ خود بشورانند. آرى وهّابى هاى متعصّب نتوانستند، بارگاه ملكوتى پيامبر اسلام(ص) را از ميان بردارند، و گنبد خضرا را ويران سازند و ضريح مقدّس حضرت را نابود كنند.
هنگامى كه از آنها سؤال شد چگونه تمام گنبد و بارگاه هايى را كه بر فراز قبور ائمّه بقيع(ع) و شهداى احد و غير آنها بنا شده بود از ميان برداشتيد ولى گنبد و بارگاه پيامبر(ص) همچنان پابرجاست؟ اين تناقض در عمل چه مفهومى دارد؟
اگر اين ها نشانه بت پرستى و شرك است، چرا اين «نشانه بزرگ!» را در كنار اين مسجد باشكوه و با عظمت نگه داشته ايد، و اگر نيست، چرا بقيّه را از ميان برداشتيد؟
آنها پاسخى در برابر اين سؤال ندارند و به راستى وا مى مانند.
در يكى از سفرهاى زيارتى كه مدّت ها قبل داشتم به ديدار «امام مدينه» رفتم و از او كه مرد فاضل و باانصافى بود همين سؤال را كردم.
او سعى كرد با ذكر يك داستان تاريخى ذهن مرا از اين سؤال آزار دهنده و بدون جواب منصرف كند; داستانى مربوط به زمان «ناصرالدوله» نقل كرد كه دو نفر يهودى از خانه هاى مجاور حرم نقب زده بودند كه به قبر پاك پيامبر(ص) دست يابند. «ناصرالدوله» در خواب ديد كه پيامبر(ص) به او مى گويد مرا از دست اين دو نفر نجات بده! چند بار در چند شب اين خواب تكرار شد. او در حيرت فرو رفت و فهميد خبرى در مدينه است. به مدينه آمد و تمام مردم شهر را به صف كرد و نگاه كرد و آن دو نفر را كه در خواب ديده بود، در ميان آنها ديد، دستور داد آنها را گرفتند و توطئه را خنثى كرد و مجازات سختى براى آنها قائل شد.
سپس دستور داد اطراف قبر شريف را كندند و آن را با فلز گداخته پر كردند تا ديوارى پولادين به وجود آيد و كسى جرأت اين گونه كارها را در آينده نداشته باشد.
روشن است كه اين جواب هرگز قانع كننده نبود، زيرا حدّاكثر ساختن بخش زيرزمين قبر مطهّر را توجيه مى كرد، ولى جوابى براى گنبد و بارگاه و ضريح محسوب نمى شد، امّا رعايت ادب و احساس اين كه طرف مقابل حرفى براى گفتن ندارد و ممكن است شرمنده شود، مانع از ادامه بحث از طرف اينجانب شد.
اخيراً شنيده شد كه يكى از متعصّبان وهّابى گفته است در آينده گنبد و بارگاه پيغمبر(ص) را نيز خراب خواهيم كرد كه البتّه اين سخن هر چند با اصول فكرى متعصّبان آنها سازگار است، ولى به يقين هرگز چنين جرأتى در برابر جهان اسلام نخواهند داشت، به خصوص اين كه با پيدا شدن موج جديد در ميان اعتدال گرايان اين مسلك، هرگز چنين حادثه اى رخ نخواهد داد و كسى جرأت بر اين كار نخواهد داشت.
عجب اين كه اين سخن را به پيشواى وهّابيّون محمّد بن عبدالوهّاب نيز نسبت داده اند. ولى او در بعضى از سخنانش چنين نسبتى را كذب دانسته است، هر چند حسن بن فرحان مالكى در كتاب خود «داعية و ليس نبيّاً» ـ چنان كه در پايان همين كتاب خواهد آمد ـ معتقد است در كلمات شيخ محمّد اشاره اى به اين سخن ديده مى شود كه اگر توانايى يابم گنبد و بارگاه پيامبر(ص) را نيز ويران مى كنم!


منبع:

 وهابیت بر سر دوراهی/آیت الله مکارم شیرازی